تبلیغات
وبلاگ all - حکایت هایی شیرین از عطار
وبلاگ all

حکایت هایی شیرین از عطار

سه شنبه 27 بهمن 1388

نوع مطلب :ادبیات، 

نقل است که (بایزید بسطامی) گفت:آن کار که باز پسین کارها دانستم,پیش از همه بود وان رضای مادر بود .گفت:

آن جه در جمله ی مجاهدات وریاضیات وغربت می جستم ، در آن یافتم .شبی مادر از من اب خواست .درکوزه اب

نبود .به جوی رفتم و اب اوردم .مادر در خواب شده بود.شبی سرد بود .کوزه بر دست می داشتم .

چون از خواب در آمد ،اگاه شد ومرا دعا کرد که دید همچنان کوزه دردست من فسرده شده بود.گفت:چرا از دست 

ننهادی؟ گفتم:ترسیدم که تو بیدار شوی ومن حاضر  نباشم .وقتی دگر گفت :آن یک نیمه ی در فراز کن.تا وقت 

سحر می پیمودم تا نیمه ی راست فراز کنم یا نیمه ی چپ .تا خلاف فرمان مادر نکرده باشم .وقت سح آن چه

می جستم ،از در در آمد.


هادی مدنی
چهارشنبه 28 بهمن 1388 ساعت 18 و 05 دقیقه و 18 ثانیه
خیلی با حالی
فربد شیرین چی
چهارشنبه 28 بهمن 1388 ساعت 18 و 02 دقیقه و 55 ثانیه
بهتر بود شعر های از شاعر های کتاب می نوشتی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
طبقه بندی
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
نظرسنجی
    این وبلاگ چطور بود لطفا نظر دهید




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها